نـمـاز و نـیـایـش

دو رکعت نماز عشق را ب جا می آورم

۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۴ ثبت شده است

شعر – نماز بی ریا

سعید میرزابگیان | سه شنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۹:۴۸ ق.ظ | ۰ نظر

فکرم همه‌جا هست، ولی پیشِ خدا نیست   سجادۀ زَردوز که محرابِ دعا نیست

گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟        اندیشه سَیّالِ من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟!

از شدّتِ اِخلاصِ من عالَم شده حیران     تعریف نباشد، ابداً قصدِ ریا نیست!

از کمّیتِ کار که هر روز سه وعده         از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست

یک‌ ذرّه فقط کُندتر از سرعتِ نور است    هر رکعتِ من حائزِ عنوان جهانی‌ست!

این سجدۀ سهو است؟ و یا رکعتِ آخر؟    چندی‌ست که این حافظه در خدمتِ ما نیست

ای دلبرِ من! تا غمِ وام است و تورُّم         محراب به یاد خمِ ابروی شما نیست

بی‌دغدغه یک سجدۀ راحت نتوان کرد         تا فکر من از قسطِ عقب‌مانده جدا نیست

هر سکّه که دادند دوتا سکّه گرفتند           گفتند که این بهرۀ بانکی‌ست، رِبا نیست!

از بس‌ که پیِ نیم‌ وَجَب نانِ حلالیم      در سجدۀ ما رونق اگر هست، صفا نیست

بَه بَه، چه نمازی‌ست! همین است که گویند         راهِ شُعَرا دور زِ راهِ عُرَفا نیست

  • سعید میرزابگیان